حقیقت Sojourner

حقیقت Sojourner

  • اشتغال: لغو کننده و نویسنده
  • بدنیا آمدن: ج 1797 در Swartekill ، نیویورک
  • فوت کرد: 26 نوامبر 1883 در بتل کریک ، میشیگان
  • بهترین شناخته شده برای: برده سابق که به یک زن لغو و فعال حقوق زنان تبدیل شد
زندگینامه:

Sojourner Truth کجا بزرگ شد؟

Sojourner Truth حدود سال 1797 در مزرعه ای در Swartekill ، نیویورک متولد شد. نام تولد وی ایزابلا باومفری بود و متولد شد غلام . او حداقل 10 خواهر و برادر داشت ، اما با همه آنها آشنا نشد. صاحبان برده ، كودكان را درست مثل دارایی می فروختند. یک روز او با یک خواهر یا برادر در حیاط بازی می کرد ، روز دیگر آنها از بین رفته بودند.

زندگی به عنوان یک برده

وقتی ساجورنر نه ساله شد ، نوبت فروش او بود. او را به دهقانی به نام جان نیلی فروختند. سوجورنر در یک شهرک هلندی بزرگ شده بود و فقط بلد بود هلندی صحبت کند. جان نیلی انگلیسی بود. او خوشحال نبود که سوجورنر نمی تواند انگلیسی صحبت کند. او اغلب او را مورد ضرب و شتم قرار می داد زیرا او قادر به اجرای دستورات نبود

Sojourner باهوش بود ، اما خیلی زود انگلیسی را فقط با گوش دادن به صحبت های دیگران یاد گرفت. زندگی به عنوان یک برده بسیار سخت بود. او مجبور بود مدام کار کند و چندین بار به او فروخته شد. چهارمین و آخرین مالک وی جان دومونت بود. او تا حدودی به او خوشگل تر بود و او سال ها در کنار دومون ماند.



ازدواج و فرزندان

وقتی ساجورنر زنی شد عاشق برده ای به نام رابرت از مزرعه مجاور شد. با این حال ، دومونت اجازه ازدواج با رابرت را نمی داد. او به او دستور داد با یکی از غلامان خودش به نام توماس ازدواج کند. به این ترتیب فرزندان او به دومونت تعلق می گیرند.

سوجورنر پنج فرزند داشت ، اما یک فرزند اندکی پس از تولد درگذشت. او دائماً نگران این بود که یکی از فرزندانش را از او بگیرند و بفروشند.

در رفتن

در حدود سال 1825 ، دومونت به سوجورنر گفت که او قصد دارد او را در یک سال آزاد کند زیرا او بسیار کارگر خوبی بود. خیلی خوشحال بود با این حال ، واقعیت این است که دومونت گزینه کمی داشت زیرا همه برده ها در نیویورک به طور قانونی تا سال 1827 آزاد می شدند.

وقتی سال تمام شد ، دومون نظر خود را تغییر داد. وی گفت که ساجورنر مجبور شد یک سال دیگر کار کند. او بسیار عصبانی بود و تصمیم گرفت فرار کند. وی پس از پایان کار خود ، از مزرعه خارج شد و به ملاقات با چند همسایه نزدیک ، ون واگنر رفت ، که فکر می کردند بردگی شر است. هنگامی که دومونت فهمید ، با ون واگنرز که موافقت کرد سوجورنر را به قیمت 20 دلار خریداری کند روبرو شد و سپس او را آزاد کرد.

نجات پسرش

اگرچه سوجورنر آزاد بود ، اما فرزندانش آزاد نبودند. به زودی فهمید که بدترین کابوسش به حقیقت پیوسته است. پسرش پیتر به یک برده دار در آلاباما فروخته شده بود. در آن زمان در نیویورک فروش برده غیرقانونی غیرقانونی بود. سوجورنر تصمیم گرفت به دادگاه برود. او در دادگاه پیروز شد و پیتر به نیویورک بازگشت. مردم از شجاعت او متعجب شدند. در آن زمان بسیار نادر بود که یک برده یا یک زن یک مرد سفیدپوست را به دادگاه بکشاند. سوجورنر نه تنها به دادگاه رفت ، بلکه برنده شد! مثال او پیروزی امید برای بسیاری از مردم بود.

لغو کننده

سوجورنر با پایان دادن به برده داری در تمام ایالات متحده شروع به کار با الغاگران کرد. او همچنین به حقوق زنان و حقوق اساسی شهروندی همه مردم اعتقاد داشت. سوجورنر به این کشور سفر کرد و به مردم گفت که برده بودن چگونه است. او یک سخنران عالی بود و هنگامی که داستان خود را تعریف کرد و نحوه رفتار با بردگان را توضیح داد ، مردم تحت تأثیر قرار گرفتند.

آیا من یک زن نیستم

شاید مشهورترین سخنرانی سوجورنر در کنوانسیون حقوق زنان در اوهایو در سال 1851 ایراد شود. او در مورد برده داری ، بلکه در مورد حقوق زنان صحبت کرد. بعداً ، این سخنرانی 'آیا من یک زن نیستم' نامیده شد ، با این حال ، بیشتر مورخان اتفاق نظر دارند که بعید است سوجورنر از این عبارت جنوبی در سخنرانی خود استفاده کرده باشد.

میراث

سوجورنر رهبر مهمی در مبارزه برای پایان دادن به برده داری بود. داستان ها و سخنرانی های او به مردم کمک کرد تا درک کنند که برده داری غیراخلاقی است و باید جلوی آن را گرفت. او در اولین گروه زنان وارد تالار مشاهیر ملی زنان بود.

حقایق جالب درباره حقیقت Sojourner
  • او در سال 1843 نام خود را از ایزابلا باومفری به Sojourner Truth تغییر داد.
  • در طول جنگ داخلی او سربازان سیاه پوستی را برای جنگ برای اتحادیه به خدمت گرفت.
  • او یک بار با رئیس جمهور آبراهام لینکلن ملاقات کرد و داستان زندگی خود را به عنوان یک برده برای او تعریف کرد.
  • مریخ نورد مریخ ساخته شده توسط ناسا به نام او 'Sojourner' نامگذاری شد.
  • او یک بار گفت 'حقیقت قدرتمند است و غالب است.'