زندگینامه هریت توبمن - زندگی زودهنگام به عنوان یک برده

اوایل زندگی به عنوان یک برده

آرامینتا (هریت توبمن) و مادرش ملک شخصی به نام ادوارد برودس ، صاحب یک مزارع کوچک در مریلند بودند. آرامینتا به عنوان یک کودک خردسال احتمالاً نمی دانست که برده بودن به چه معناست. متأسفانه ، او به زودی به این موضوع پی خواهد برد.

یک بنده کودک

حدود 5 سالگی ، آرامینتا برای اولین بار توسط Brodess استخدام شد. این یک عمل معمول بود که در آن صاحب برده خدمات برده را برای مدتی به شخص دیگری می فروخت. آرامینتا برای کار در 'خانم سوزان' فرستاده شد و در آنجا کارهای خانه را در روز انجام می داد و شب ها کودک میس سوزان را تماشا می کرد. انتظار می رفت که او گهواره کودک را تکان دهد و از گریه در طول شب جلوگیری کند. هر وقت کودک گریه می کرد ، خانم سوزان آرمینتا را روی گردن شلاق می زد. آرامینتا به وضوح خیلی جوان بود که تحت چنین شرایط وحشتناکی قادر به انجام چنین کار دشواری نبود. او بیمار شد ، خسته شد و دیگر نتوانست کار را ادامه دهد. سرانجام ، خانم سوزان او را به برودس بازگرداند تا مادرش برای سلامتی پرستاری کند.

به محض اینکه سلامتی خود را به دست آورد ، دوباره استخدام شد. وی مشاغل مختلفی را در مزارع و مزارع مختلف منطقه انجام داد. بسیاری از این مشاغل از نظر جسمی برای کودک چالش برانگیز بود ، از جمله شکستن کتان (یک کار طلبکارانه حتی برای بزرگسالان) و بازیابی مشک از تله های رودخانه. هریت بعداً به یاد می آورد که چقدر دلتنگ کودک بوده است.

فرار برای اولین بار

در طول یكی از مشاغل خود ، ارباب و معشوقه درگیر مشاجره وحشتناکی بودند. آرامینتا نزدیک یک ظرف قند ایستاده بود. او هرگز طعم شکر را نچشیده بود ، اما شنیده بود که چقدر طعم آن خوب است و می خواست به طرز وحشتناکی آن را امتحان کند. هنگامی که او فکر کرد معشوقه اش از این مشاجره منحرف شده است ، طعم سریع را چشیده است. درست هنگامی که انگشت خود را در کاسه گرفت ، معشوقه برگشت. آرامینتا بلافاصله تازه وارد کار شد که برای ضرب و شتم زندگی اش بود. او در و دور از خانه پیچ و مهره ای بست.



آرامینتا دوید و دوید. او برنامه ای نداشت ، فقط دوید. در نقطه ای که دیگر نتوانست بدود ، به یک خوک بزرگ رسید. او به محکم خوک فرو رفت و با خوک ها پنهان شد. او چند روز در آنجا ماند و با خوک ها برای تهیه قراضه جنگید. سرانجام ، او چنان خسته و گرسنه شد که به خانه بازگشت و دانست که چه خواهد آمد.

مریض شدن

در کار دیگری آرامینتا موظف شد از رودخانه عبور کند و تله های مشک را بررسی کند. باز هم ، این شغل مناسب یک کودک نبود. یک روز ، او به سرخک مریض شد ، اما به هر حال برای بررسی دامها به آنجا اعزام شد. وقتی برگشت ، خیلی مریض بود. او را برای بهبودی به خانه مادرش فرستادند. بهبودی او چند هفته طول کشید ، اما حداقل مدتی در خانه بود.



مطالب بیوگرافی هریت توبمن
  1. بررسی اجمالی و حقایق جالب
  2. در بردگی متولد شد
  3. اوایل زندگی به عنوان یک برده
  4. مجروح!
  5. رویای آزادی
  6. فرار!
  7. راه آهن زیرزمینی
  8. آزادی و اولین نجات
  9. هادی
  10. افسانه رشد می کند
  11. کشتی هارپر و جنگ داخلی آغاز می شود
  12. زندگی به عنوان یک جاسوس
  13. زندگی پس از جنگ
  14. زندگی و مرگ بعد


قهرمانان حقوق مدنی بیشتر:

سوزان بی آنتونی
سزار چاوز
فردریک داگلاس
مهندس گاندی
هلن کلر
مارتین لوتر کینگ ، جونیور
نلسون ماندلا
تورگود مارشال
پارک های رزا
جکی رابینسون
الیزابت کدی استنتون
مادر ترزا
حقیقت Sojourner
هریت توبمن
بوکر تی واشنگتن
آیدا بی ولز
رهبران زن بیشتری:

ابیگل آدامز
سوزان بی آنتونی
کلارا بارتون
هیلاری کلینتون
ماری کوری
آملیا ارهارت
آن فرانک
هلن کلر
Joan of Arc
پارک های رزا
پرنسس دیانا
ملکه الیزابت اول
ملکه الیزابت دوم
ملکه ویکتوریا
سالی سواری
النور روزولت
سونیا سوتومایور
هریت بیچر استوو
مادر ترزا
مارگارت تاچر
هریت توبمن
اپرا وینفری
ملاله یوسفزی


آثار ذکر شده