بیوگرافی هریت توبمان - رویای آزادی

رویای آزادی

هریت توبمن آرزوی آزادی خود را داشت ، اما فرار به شمال تصمیم بزرگی بود. خطرات بسیار زیاد بود. اگر گرفتار شود ، به شدت مجازات می شود و احتمالاً به مزارعی در عمق جنوب فروخته می شود که فرار تقریباً غیرممکن بود. حتی اگر او با خیال راحت خود را به شمال برساند ، هریت به محض ورود چه کاری انجام می دهد؟ آیا او می تواند شغلی پیدا کند؟ کجا زندگی می کرد؟ هریت همچنین می دانست دلتنگ پدر و مادر و خواهر و برادرش خواهد شد. او مجبور است زندگی جدیدی را در جهانی آغاز کند که هیچ چیز درباره آن نمی دانست.

تصویری از هریت که روی صندلی نشسته است
هریت توبمن
نویسنده: بنیامین اف. پائولسون


پدر هریت تبدیل به یک انسان آزاد می شود

وقتی پدر هریت توبمن ، بن راس ، 45 ساله شد ، صاحبش آزادی خود را به او داد. بن برای کار درمقابل صاحب قبلی خود به عنوان دستمزد کار می کرد تا در کنار همسر و فرزندانش بماند. این بدان معنا بود که دو مرد مهم زندگی هریت ، پدر و همسرش ، هر دو آزاد بودند.

هریت شروع به تعجب در مورد وضعیت برده خود کرد. آیا ممکن بود او نیز آزاد باشد؟ وی برای بررسی تاریخچه مادرش 5 دلار به وكیل پرداخت كرد. این وکیل کشف کرد که صاحب قبلی وصیت نامه ای دارد که می گوید مادر هریت نیز باید در سن 45 سالگی آزاد شود. این امر برای فرزندان او نیز اعمال می شد. داشتن این دانش فایده چندانی نداشت ، زیرا هریت قدرت استفاده از این اطلاعات برای بدست آوردن آزادی خود را نداشت.



صاحبش می میرد

در حدود سال 1849 ، هریت شایعاتی را شنید که صاحبش ، ادوارد برودس ، قصد دارد او را بفروشد. او چنان نگران شد که از خدا خواست که برادس بمیرد. چندی نگذشت که هریت این نماز را خواند ، برودس درگذشت. هریت احساس گناه کرد و از اینکه از خواندن آن دعا ابراز تأسف کرد.

یک تصمیم بزرگ

همانطور که مشخص شد ، مرگ برودس به معنای ایمن بودن هریت از فروش نبود. بیوه او خیلی زود تصمیم گرفت بیشتر غلامان خانواده را بفروشد. هریت ترسید که برای چیدن پنبه در جنوب به او فروخته شود. او سرانجام از آزادی شمال دور خواهد شد و از خانواده اش جدا خواهد شد. هریت تصمیم گرفت که وقت آن رسیده است. او به شمال فرار می کرد و سرانجام آزادی خود را بدست می آورد. هریت تصمیم خود را بعداً توضیح داد و گفت: 'یکی از دو موردی که من حق داشتم وجود داشت ، آزادی یا مرگ. اگر نمی توانستم یکی را داشته باشم ، دیگری را نیز خواهم داشت. '

هریت با همسرش جان در مورد فرار از شمال بحث کرد ، اما جان آزاده ای بود و نمی خواست به دردسر بیفتد. او همچنین نمی خواست شغل جدیدی در شمال پیدا کند. جان چنان نگران عواقب آن بود که هریت را تهدید کرد که اگر فرار کند او را تحویل می دهد. این نظر هریت را تغییر نداد. او با یا بدون جان می رفت و اگر مجبور بود هنگام خروج از کابین خود کمی دزدکی عمل کند ، او نیز این کار را می کرد.



مطالب بیوگرافی هریت توبمن
  1. بررسی اجمالی و حقایق جالب
  2. در بردگی متولد شد
  3. اوایل زندگی به عنوان یک برده
  4. مجروح!
  5. رویای آزادی
  6. فرار!
  7. راه آهن زیرزمینی
  8. آزادی و اولین نجات
  9. هادی
  10. افسانه رشد می کند
  11. کشتی هارپر و جنگ داخلی آغاز می شود
  12. زندگی به عنوان یک جاسوس
  13. زندگی پس از جنگ
  14. زندگی و مرگ بعدی


قهرمانان حقوق مدنی بیشتر:

سوزان بی آنتونی
سزار چاوز
فردریک داگلاس
مهندس گاندی
هلن کلر
مارتین لوتر کینگ ، جونیور
نلسون ماندلا
تورگود مارشال
پارک های رزا
جکی رابینسون
الیزابت کدی استنتون
مادر ترزا
حقیقت Sojourner
هریت توبمن
بوکر تی واشنگتن
آیدا بی ولز
رهبران زن بیشتری:

ابیگل آدامز
سوزان بی آنتونی
کلارا بارتون
هیلاری کلینتون
ماری کوری
آملیا ارهارت
آن فرانک
هلن کلر
Joan of Arc
پارک های رزا
پرنسس دیانا
ملکه الیزابت اول
ملکه الیزابت دوم
ملکه ویکتوریا
سالی سواری
النور روزولت
سونیا سوتومایور
هریت بیچر استوو
مادر ترزا
مارگارت تاچر
هریت توبمن
اپرا وینفری
ملاله یوسف زی


آثار ذکر شده