فلاسفه یونان باستان برای کودکان

فلاسفه


افلاطون (چپ) و ارسطو (راست)
از جانبمدرسه آتن
توسط رافائلو سانزیو.

تاریخ >> یونان باستان

فلاسفه یونانی 'جویندگان و عاشقان خرد' بودند. آنها با استفاده از منطق و دلیل ، جهان پیرامون خود را مطالعه و تحلیل کردند. اگرچه ما اغلب فلسفه را دین یا 'معنای زندگی' می دانیم ، اما فیلسوفان یونانی نیز دانشمند بودند. بسیاری از آنها ریاضیات و فیزیک را نیز مطالعه کردند. غالباً فلاسفه معلم فرزندان ثروتمند بودند. برخی از مشهورترین ها مدارس یا آکادمی های خود را افتتاح کردند.

فلاسفه بزرگ یونان

سقراط

سقراط اولین فیلسوف بزرگ یونانی بود. او به روش سقراطی رسید. این روشی برای مطالعه مسائل و مشکلات از طریق تکنیک پرسش و پاسخ بود. سقراط فلسفه سیاسی را مطرح كرد و یونانیان را وادار كرد كه به سختی درباره اخلاق ، خوب و بد و چگونگی كاركرد جامعه خود فكر كنند. سقراط چیزهای زیادی ننوشت ، اما ما می دانیم که او از ضبط دانش آموز خود ، افلاطون ، چه فکری کرده است.

ظرف



افلاطون بیشتر فلسفه خود را در گفتگوهایی بنام دیالوگ نوشت. گفتگوها از سقراط به عنوان یکی از سخنرانان برخوردارند. معروف ترین اثر افلاطون جمهوری نام دارد. سقراط در این کار به معنای عدالت و چگونگی اداره شهرها و دولت ها می پردازد. او در گفتگوها جامعه ایده آل خود را توصیف می کند. این اثر امروزه نیز مورد مطالعه قرار گرفته و در طول تاریخ هم بر فلسفه و هم نظریه سیاسی تأثیر داشته است.


ظرف
از جانبمدرسه آتن
توسط رافائلو سانزیو.

افلاطون اعتقاد داشت که هیچ کس نباید ثروتمند باشد یا در تجمل زندگی کند. وی همچنین معتقد بود که هر شخص باید کاری را انجام دهد که برای آن مناسب باشد. او فکر می کرد یک پادشاه فیلسوف باید بر جامعه حکومت کند. وی مدرسه خود را به نام آکادمی تأسیس کرد که در آن به دانش آموزان مانند ارسطو آموزش می داد.

ارسطو

ارسطو شاگرد افلاطون بود ، اما لزوماً با تمام گفته های افلاطون موافق نبود. ارسطو دوست داشت بیشتر روی حوزه های عملی فلسفه از جمله علم تمرکز کند. او مدرسه خود را به نام لیسه تاسیس کرد. او فکر می کرد عقل بالاترین حسن است و داشتن کنترل بر خود مهم است. ارسطو آموزگار اسکندر بزرگ بود.

دیگر فلاسفه یونان
  • فیثاغورس - فیثاغورث بیشتر با قضیه فیثاغورث معروف است که برای یافتن طول اضلاع مثلث های قائم الزاویه استفاده می شود. وی همچنین معتقد بود که جهان بر پایه ریاضیات استوار است.
  • اپیکوروس - گفت که خدایان هیچ علاقه ای به انسان ندارند. اینکه کاری که باید انجام دهیم لذت بردن از زندگی و خوشبخت بودن است.
  • زنو - نوعی فلسفه به نام رواقی گرایی تأسیس کرد. وی گفت خوشبختی از پذیرفتن هر اتفاقی است ، خوب یا بد. فلسفه وی روشی برای زندگی بود که بیش از گفته های او بر اعمال شخص تأکید می ورزید.