ابیگل آدامز برای کودکان

زندگینامه

پرتره ابیگل آدامز
پرتره ابیگل آدامزتوسط بنیامین بلیث
  • اشتغال: بانوی اول ایالات متحده
  • بدنیا آمدن: 22 نوامبر 1744 در ویموث ، مستعمره خلیج ماساچوست
  • فوت کرد: 28 اکتبر 1818 در کوینسی ، ماساچوست
  • بهترین شناخته شده برای: همسر رئیس جمهور جان آدامز و مادر رئیس جمهور جان کوینسی آدامز
زندگینامه:

ابیگل آدامز كجا بزرگ شد؟

ابیگل آدامز ابیگل اسمیت در شهر كوچك ویموث متولد شد ، ماساچوست . در آن زمان ، این شهر بخشی از مستعمره خلیج ماساچوست انگلیس بود. پدر وی ، ویلیام اسمیت ، وزیر کلیسای محلی بود. او یک برادر و دو خواهر داشت.

تحصیلات

از آنجا که ابیگیل دختر بود ، تحصیلات رسمی دریافت نکرد. در این دوره از تاریخ فقط پسران به مدرسه می رفتند. با این حال ، مادر ابیگل خواندن و نوشتن را به او آموخت. او همچنین به کتابخانه پدرش دسترسی داشت ، جایی که می توانست ایده های جدیدی بیاموزد و خودش را آموزش دهد.



ابیگیل دختری باهوش بود که آرزو می کرد بتواند به مدرسه برود. ناامیدی وی از عدم توانایی تحصیل بهتر باعث شد تا بعداً در زندگی برای حقوق زنان بحث کند.

ازدواج با جان آدامز

ابیگل هنگام آشنایی با او یک خانم جوان بود جان آدامز ، یک وکیل جوان کشور. جان دوست نامزد خواهرش ماری بود. با گذشت زمان ، جان و ابیگیل دریافتند که از همراهی یکدیگر لذت می برند. ابیگل شوخ طبعی جان و جاه طلبی او را دوست داشت. جان به هوش و ذکاوت ابیگل جذب شد.

در سال 1762 این زن و شوهر نامزد شدند تا ازدواج کنند. پدر ابیگیل جان را دوست داشت و فکر می کرد او مسابقه خوبی است. مادرش اما چندان مطمئن نبود. او فکر می کرد ابیگل می تواند بهتر از یک وکیل کشور باشد. او نمی دانست که جان روزی رئیس جمهور خواهد شد! ازدواج به دلیل شیوع آبله به تأخیر افتاد ، اما سرانجام این زوج در 25 اکتبر 1763 ازدواج کردند. پدر ابیگیل ریاست این عروسی را بر عهده داشت.

ابیگل و جان دارای شش فرزند بودند از جمله ابیگیل ، جان کوینسی ، سوزانا ، چارلز ، توماس و الیزابت. متأسفانه ، سوزانا و الیزابت ، همانطور که در آن روزها معمول بود ، جوان درگذشتند.

جنگ انقلابی

در سال 1768 خانواده از Braintree به شهر بزرگ بوستون نقل مکان کردند. در این مدت روابط بین مستعمرات آمریکا و انگلیس تنش می یافت. رویدادهایی مانند قتل عام بوستون و مهمانی چای بوستون در شهر محل زندگی ابیگیل اتفاق افتاد. جان شروع به نقش عمده ای در انقلاب کرد. او برای حضور در این دانشگاه انتخاب شد کنگره قاره ای در فیلادلفیا. در 19 آوریل 1775 ، جنگ انقلابی آمریکا با جنگ آغاز شد نبرد لکسینگتون و کنکورد .

تنها در خانه

با حضور جان در کنگره قاره ، ابیگیل مجبور بود از خانواده مراقبت کند. او مجبور بود همه نوع تصمیم گیری کند ، امور مالی را مدیریت کند ، از مزرعه مراقبت کند و به بچه ها آموزش دهد. او همچنین به شدت شوهرش را از دست داد ، زیرا او مدتها بود که از دست رفته بود.

علاوه بر این ، بیشتر اوقات جنگ در نزدیکی در جریان بود. بخشی از نبرد لکسینگتون و کنکورد تنها بیست مایل با خانه اش درگیر شد. سربازان فرار در خانه او پنهان شدند ، سربازان در حیاط او آموزش دیدند ، او حتی ظروف را ذوب کرد تا توپهای مشک را برای سربازان درست کند.

وقتی که نبرد تپه بانکر جنگید ، ابیگل با صدای توپ از خواب بیدار شد. ابیگل و جان کوینسی برای دیدن آتش سوزی چارلستاون از یک تپه نزدیک بالا رفتند. در آن زمان ، او از فرزندان یک دوست خانوادگی خود ، دکتر جوزف وارن ، که در جریان جنگ کشته شد ، مراقبت می کرد.

نامه به جان

در طول جنگ ابیگل نامه های زیادی به همسرش جان در مورد همه آنچه اتفاق می افتاد نوشت. در طول سال ها آنها بیش از 1000 نامه به یکدیگر نوشتند. از این نامه ها است که می دانیم در جبهه داخلی در طول جنگ انقلابی چگونه بوده است.

بعد از جنگ

جنگ سرانجام به پایان رسید انگلیس در یورك تاون تسلیم شد در 19 اکتبر 1781. جان در آن زمان در اروپا کار می کرد و برای کنگره کار می کرد. در سال 1783 ، ابیگل خیلی دلتنگ جان شد و تصمیم گرفت به پاریس برود. او دخترش نبی را با خود برد و برای پیوستن به جان در پاریس رفت. هنگامی که در اروپا بود ابیگل با بنجامین فرانکلین ، که دوستش نداشت ، و توماس جفرسون ، که دوست داشت ، ملاقات کرد. به زودی آدامز وسایل خود را جمع کرد و به لندن رفت و در آنجا ابیگل با پادشاه انگلیس ملاقات کرد.

در سال 1788 ابیگل و جان به آمریکا بازگشتند. جان تحت عنوان معاون رئیس جمهور انتخاب شد رئیس جمهور جورج واشنگتن . ابیگل دوست خوبی با مارتا واشنگتن شد.

بانوی اول

جان آدامز در سال 1796 به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و ابیگل بانوی اول ایالات متحده شد. او نگران بود که مردم او را دوست نداشته باشند زیرا بسیار متفاوت از مارتا واشنگتن بود. ابیگیل در مورد بسیاری از موضوعات سیاسی نظرات قوی داشت. او فکر کرد آیا حرف اشتباهی می زند و مردم را عصبانی می کند؟

ابیگل علی رغم ترس از عقاید قاطع خود عقب ننشست. او مخالف برده داری بود و به حقوق برابر همه مردم ، از جمله سیاه پوستان و زنان اعتقاد داشت. وی همچنین معتقد بود که همه حق داشتن تحصیلات خوب را دارند. ابیگل همیشه قاطعانه از شوهرش حمایت می كرد و مطمئن بود كه دیدگاه زن را در مورد مسائل به او می داد.

بازنشستگی

ابیگل و جان در کوینسی ، ماساچوست بازنشسته شدند و بازنشستگی خوبی داشتند. او در 28 اکتبر 1818 به علت تب حصبه درگذشت. او برای دیدن پسرش زندگی نکرد ، جان کوینسی آدامز ، رئیس جمهور شوید

سکه خانمها را به خاطر بسپارید
خانمها را بخاطر بسپاریدسکه توسط ضرابخانه ایالات متحده

حقایق جالب درباره ابیگل آدامز
  • پسر عموی او دوروتی کوئینسی ، همسر پدر بنیانگذار جان هنکاک بود.
  • نام مستعار او در دوران کودکی 'Nabby' بود.
  • هنگامی که او بانوی اول بود برخی افراد او را خانم رئیس صدا می کردند زیرا او تأثیر زیادی بر جان داشت.
  • تنها زن دیگری که رئیس جمهور شوهر و پسر بود باربارا بوش ، همسر جورج اچ دبلیو بوش و مادر جورج دبلیو بوش بود.
  • ابیگل در یکی از نامه های خود از جان خواسته است که 'خانم ها را به یاد بیاورید'. این به نقل مشهوری تبدیل شد که رهبران حقوق زنان برای سالهای آینده از آن استفاده می کردند.
  • ابیگل راه را برای بانوان اول در آینده فراهم كرد تا نظرات خود را بیان كنند و برای اهدافی كه آنها مهم می دانستند بجنگند.